دانشـنامه موضوعی علوم قـرآن و حدیث

موضوعات مطالب

۹۶ مطلب با موضوع «علوم قرآن» ثبت شده است

«یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلاث»                      زمر 6

«شما را در شکم مادرانتان می آفریند آفرینشی بعد از آفرینشی در غشاءهای سه گانه»!               

نکـتـه آیه: انسان در (از) غشاءهای (پوسته های نازک) سه گانه آفریده می شود:یکی از پوسته های نازک سه گانه کیسه جنین است که در آن رشد می کند. کیسه مزبور از سه لایه نازک مـیکروسکوپی تشکیل شده است.پوسته های نازک سه گانه دیگر تقسیم سلول تخم به سه پوسته نازک است. پس از اینکه سلول تخم به رحم می رسـد و در جداره رحم آویخته می شود به سه تا پوسته نازک تقسیم می شود، که هر یک از آنها بخـشـهـای مـشخصی از بدن جنین را درست می کنند.(«ظـُلـُماتْ»: یکی از جمعهای «ظـُلـْمَة» و «ظـُلـُمَة» است در اصل به معنی «تاریکی» هـستند. بعد در معنی دوم خود از جمله به: پوسته، پرده و غـشاء اطلاق شده که تاریکی ایجاد می کنند. و در آیه ظاهراً به این معانی بکار گرفته شده اند).            

ســــمانه حســــن

«و اللیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی و ما خلق الذکر و الانثی ان سعیکم لشتی»   لیل 1-4

«سوگند به شب وقتیکه کاملاً فـرا گـیرد-و به روز وقتیکه به اوج خود برسد- و به آنچه نر و ماده را می آفریند -فعالیت شما یکسان نیست».

نکات آیه:

1- فعالیت بدن انسان در شب و روز به یک اندازه نیست: (در رابطه با تفاوت فـعـالـیـت بـدن در شب و روز در قسمت خواب و بیداری صحبت شده. و منظور از "عدم یکسانی فعالیت بدن"، "عدم یکسانی نتیجه و بازده کار انـسان" است. و این مـوضوع بنابر ایـنکـه قـرآن "حـق هـر کسی را حاصل کار و تلاش خـود وی می داند" بـیان کرده. یـعـنی آیه: لیس للانسان الا ما سعی = حق هر کسی معادل کار و تلاش وی است).

2- فعالیت و نتیجه فعالیت آنچه جنس نر و ماده می آفریند یکسان نیست:

آنچه جنس نر و ماده  می آفـریند سلول نـطـفـه مـرد (اسپرم) است که پیش از این راجع به آن صحبت شد. تعداد آن سلولها که بـطرف محل تخـمـدان زن راه می افـتند حدوداً 500 میلیون است. ولی فـقـط تعداد کمی از آنها موفـق می شوند خود را تا محل تخمدان برسانند و منتظر بیرون جهیدن تخمک بمانند، بقـیه از بین می روند. یعنی دقیقاً همانطور که آیه مطرح می کند فعالیت و نتیجه فعالیت آنها یکسان نیست.

ســــمانه حســــن

«فجعل منه الزوجین الذکروالانثی»                        قیامت 39

« و هـر دو جـفـت نـر و مـاده را از او (از نطفه مرد) قرار داد»!

سلول نطفه مرد (اسپرم) چـنـانـکـه آیه مـطـرح کرده هـر دو جـنس نر و ماده را با خود دارد. جنس ماده آنرا کروموزم  X و نر آن را کروموزم Y نامیده اند. اگر جنس ماده آن با کروموزم زن ترکیب شود جنین دخـتـر می شود و اگر جنس نـر آن با کروموزم زن ترکیب شود جنین پسر می شود.عـمل ترکیب نـطفه زن و مرد در نیمه اول قرن نوزدهم کشف شد. و وجود نر و مادگی در نطفه مرد در اواسط قرن بیستم کـشـف شـد.  یعنی حـدوداً 1400 سال پـس از مـطـرح شـدنِ آن در قـرآن. انـدازه کروموزم نیز 1 ششصدم میلیمتر است (یعنی میکروسکوپـی است).  

ســــمانه حســــن

«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا»                      انسان 2

«ما هر انسانی را از چکه در هم ذوب شده ای می آفرینیم. روی آن کار می کـنیم و خصوصیات و صفات آنرا بارز می کنیم. بعـد آنرا شنوای بینا می کنیم»!

«الف و لام» در واژه «الانسان» الف و لامِ اسـتـغـراق حـقـیـقـی است، این الـف و لام واژه خـود را به تک تک نوع خود تعـمـیـم می دهـد. یعـنی الانـسـان بـه معـنی «کلّ انسانٍ» به معنی «هـر فـردی، هـر انسانی، هر یک از انسانها» می شود. «مشج» به معنی: در هـم ذوب شدن دو یا چند چـیـز مختلف است. و عبارت «نطفه امشاج» به معنی: «چکه ذوب شده دو یا چند چیز باهم» می باشد.

نکات آیـه: 1- انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود. 2- روی چکه در هم ذوب شده کار میشود و صـفات و خصوصیات آن بارز می شود.3-انسان ابتدا شنوا و بعد بینا می شود.

1- انسان از چکه در هم ذوب شده درست می شود:

حدودا 500 میلیون از سـلـولـهـای نطـفـه مـرد (اسـپرم) بـطرف محل تخمدان زن می روند. بجز تعداد کمی از آنها که موفق می شوند در جای مناسبی در مسیر تـخـمـدان قـرار بگـیـرنـد و تـا آمـدن تخـمک منتظر بمانند بقـیه از بین می روند. بعد از بیرون جهـیـدن تخمک با آن وارد عـمل می شوند که وارد آن شوند. وقـتی یکی از آنها موفـق می شـود تخـمـک را سـوراخ کرده و وارد آن  شـود، تخـمـک دیگر امکان ورود به بقیه را نمی دهد. وقـتی سـلـول نطـفـه مـرد (اسپرم) وارد تخمک زن می شـود در هم ذوب و به هم ترکیب می شوند. عـمـل ترکیب نطفـه زن و مـرد پـس از کـشـف تخـمکِ زن کـشـف شـد کـه در نـیـمه اول قــرن نوزدهـم بود (یعنی بیش از 1300 سال پس از قـرآن)، آنـهـم بـه کـمـک میکروسکوپ.

2- روی چکه در هم ذوب شده کار می شود و صفات و خصوصیات آن بارز می شود:

ابتلاء به معـنی: "کار کردن همزمان با چند چیز در شئ برای درآوردن و بارز نـمـودن صـفـات و ویـژگـیـهـای آن" است. کروموزمهای زن و مرد تمامی صفات و خصوصیات یک انسان از قبیل رنگ، بلندی، وضعیت مو، وضعیت اسـتـخـوان بـنـدی و غـیـره را با خود دارند کـه در رونـد شکـل گـیـری جنین رفـته رفته بارز می شود و پس از تولد بروز آن تکـمـیل می شود.

3- انسان ابتدا شنوا و بعد بینا می شود:

چنانکه قرآن ابتدا شـنـوائی را می آورد و بعد بینائی، جنین ابتدا شنوا می شود و بعد بینا. شـنوائی جـنـین می تواند از چهار تا پنج ماهگی آغاز بشود، و بسته به خوبی یا بدی صـدا تأثـیر مثبت یا منفی روی آن بگـذارد. ولی بـیـنائی وی (یعنی توان درک تصویر در وی) پس از تولد صورت می گیرد، هـر چند پیش از تولد نیز در برابر نور عکس العمل نشان می دهد.

ســــمانه حســــن

مرحله سوم :


 ازاین مرحله تا مرحله آخر که مرحله ولوج روح است ،کمک می گیریم از آیه 14سوره مؤمنون: «ثم خلقناالنطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین .»

« پس خلق کردیم علقه را ازنطفه وعلقه را به مضغه ومضغه را به استخوان تبدیل کردیم وسپس روی آنرا با گوشت پوشاندیم وبعد از آن ایجاد کردیم خلقتی دیگر . پس آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده »

 با توجه به این آیه علقه درسومین مرحله قرار می گیرد . علقه به دومعناست: 1ـ خون لخته شده 2ـ زالو

 بررسی علمی این مرحله درمرحله جایگزینی گفتیم که بلاستو سیت (پیش رویان ) با تخریب قسمتی ازمویرگهای مادری درتماس مستقیم بارگهای خونی مادرقرار می گیرد.این مویرگها متسع وپرخون بوده وبه عنوان سینوزوئیدها شناخته می شود وحوضچه هایی بنام حوضچه های سن سی سیال وجود دارد که به سینوزوئیدها پیوسته وخون مادری به داخل حوضچه ها می ریزد . همانگونه که  تروفوبلاست به تخریب بیشتروبیشترسینوزوئیدها ادامه می دهد .خون مادری درمیان دستگاه تروفوبلاستی شروع به جریان می کند. با جریان خون درسلولهای پیش رویان شکل ظاهری آن شبیه به لخته خون می شود،ازطرفی این شکل ظاهری شباهت زیادی به زالو دارد . همانطور که قبلاًگفته شد پروفسور کیت موراستادجنین شناس کانادایی این مرحله رادر زیر میکروسکوپهایی قوی مشاهده کرد ودریافت که علقه نه تنها از نظر ظاهر شبیه به زالوست بلکه ازنظرعملکردهم به آن شباهت داردوهمانگونه که زالوبا تخریب سلولهای پوششی بارگهای میزبان ارتباط برقرارمیکند وازآن تغذیه می نماید،علقه هم دقیقاًهمان عمل را انجام می دهد.«ما آفرینش هر انسانی را با گرفتن چکیده ای از چکیده های خاک آغاز می کنیم ــ بعد آنرا یک چکه میکنیم و در جای مناسبی قرار می دهیم بعد آنرا به چیزیکه خود را می آویزد می آفرینیم، بعد آنرا به گوشت جویده شده لای دندان می آفرینیم، بعد استخوانهائی را از آن می آفرینیم، بعد استخوانها را گوشت می پوشانیم. دست آخر آنرا خلقت دیگری می دهیم. به این شکل خدای شایان خلاقیت بهترین آفریدگاران است».

نکات آیه:

1- انسان از چکیده ای از چکیده های خاک آفـریـده می شود.

2-چکیده ای از چکیده های خاک به صورت یک چکه (یک قطره) در میآید.

3- چکه در جای مناسـبی قرار می گیرد.

4- چکه (قطره) به چیزیکه خـود را می آویزد در می آید.

5- چیزیکه خود را می آویزد به صورت گوشت جویده لای دندان در می آید.

6- از گوشت جویده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود.

7- استخوانها با گوشت پوشانده می شوند.

8-در نهایت جنین آفرینش دیگری را بخود می گیرد.

9- خدا بهترین آفریدگاران است.

1- انسان از چکیده ای از چکیده های خاک آفریده می شود: عناصری که انسان را (یعنی نطفه وی را) درست می کنند چکیده ای از مواد غـذائی هستند که انسان آنهـا می خورد. مـواد غـذائی نیز یا بـطور مسـتقـیم (یعنی: از طریق مصرف گیاهان) چکیده ای از خاک است، و یا بطور غـیر مستقـیم (یعـنـی: از طریق مصرف گوشت و مواد غذائی حیوانات) چکیده ای از خاک است. به این ترتیب انسان چکیده ای از چکیده های خاک می شود.  

2- چکیده ای از چکیده های خاک به صورت یک چکه (یک قطره) در می آید: عنصر توارثی انـسـان کـه قرار است یک انسان را درست کنند و چکـیـده ای از چکـیـده هـای خاک است، در اولین گام خود که در هم ذوب شدن اسپرم مرد و تخمک زن است، زیر مـیکروسکـوپ بـرای مـا بصورت «یک چکه» است.

3-چکه در جای مناسبی قرار می گیرد: وقتی چکه مزبور وارد رحم می شود دنبال جای مناسـبی می گردد و جای مناسب خود را پیدا می کند. یعنی اینطور نیست که هر جای رحم که قرار بگیرد موفق به رشد می شود و رشد می کـند. بـلکه در صورت قـرار نگرفتن در جای مناسب تلف می شود.

4- چکه (قطره) به چیزیکه خود را می آویزد در می آید: پـس از اینکه چکه مـزبور وارد رحم می شود از پـوسـته خود بیرون می آید و دنبال جای مناسبی در جداره رحم می گردد و نهایتا چنانکه آیه توصیف می کند خود را به جداره رحم می آویزد. اغلب خود را به جداره سقف رحم می آویزد. (عَـلَـقـَة به معنی: "چـیـز آویخـته و چیزیکه خود را می آویزد" است. هم خانواده  واژه مُعَـلـّـق به مـعـنی: "آویـخـته و آویـزان" است. عـلت اینکه برخی آنرا به معنی: "خون بسته" ترجمه کرده اند این است که عـلـقـه به معنی: "خون بـسـته" نــیـز هست.عـلت نامگذاری «عَـلـَقـَة» به "خون بـسـتـه" نیز ظاهـراً این بوده که وقـتـی خـون از محل آسـیـب دیده بیرون می آید خشک و آویخته می شـود. به "زالـو" و "کرم" نیز عـلقه اطلاق شـده است. چـون خـود را می آویزند.وقـتـی تـخـم وارد رحـم می شـود و بـه جداره رحم می آویزد زالـو مانند هم هست، و زالـو مانند عـمل نیز می کند. شاید منظور آیه از «عـلـقـه» در ایـنجا به معنی:"زالو و زالو مانند" نیز باشد).

 5- چیزیکه خود را می آویزد به صورت گوشت جویده لای دندان در می آید: بعد «عـلـقـه» (یعنی چیزی که پـیـش از ایـن خـود را به جداره رحم آویخت) به شکـلی که در تصویر می بینیم در می آید. این تصـویر تصویر یک جـنـیـن سـه هــفــته ای است. تقـریباً 2 میلیمتر است. هـم از نـظـر انـدازه و هم از نظر شکـل، دقـیـقـاً هـمـانـطـور که قـرآن آنرا توصیف می کند مانند "یک تکه گوشت جویده لای دنـدان" می ماند.

6- از گوشت جویده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود: پـس از 4 هـفـته که طول جـنـیـن تـقـریباً 6 مـیلیمتر است، از آن شکلی که مانند گوشـت جویده لای دنـدان بـود، بـرخـی از استخوانها که ستون فـقـرات باشد درست شده است. هـیـچ گـوشـتی نـیـز روی آنها نیست. البته این تصـویـر میکروسکوپی است (یعنی این ستون فـقـرات با چشم دیده نمی شوند). 

7- استخوانها با گوشت پوشانده می شوند: در 5 هفتگی یک شیار گوشتی روی کمر درست می شود و در 6 هـفـتگی ستون فـقرات کاملا از گوشت پوشانده می شود (ستون فقرات تا "پیش از پوشیده شدن از گوشت" همچنان میکروسکوپی هستند).

8- در نهایت جنین آفرینش دیگری را بخود می گیرد: جمله «در نهایت او را آفـریـنـش دیگـری می دهـیـم» که آیه آنـرا مطرح میکند به این معنی است که جنین انسان در روند رشد خود با جنین جانوران دیگر شباهتی یا شباهتهائی دارد، ولی در اواخر رشـد خود خلـقـت دیگری بخـود می گیرد کـه با هـیـچـیـک از آنها شـبـیـه نیست.جـنـیـن انـسـان در مـراحـل رشـد خـود در واقع همانگونه که مرحله ای از آن را در تصویر می بینیم هـمـانـندیهای زیادی با جنین حیوانات دارد، طوریکه فقط یک متخصص می تواند آنها را از هم تمیز بدهد. جنین انسان و میمون حتی تا چند هـفـته پـیـش از تولد آنـقـدر شـبیه بهم هستند که فقط یک متخصص می تواند آنها را از هم تمیز بدهد. در اواخرِ رشد خود است که رفـتـه رفـتـه روند رشـد دیـگری بخود می گیرد و از بـقـیـه متمایز می شود تا جائیکه تا پیش از روزهای تولد خود دیگر به هیچیک از انواع  حیوانات شباهـتی ندارد.

 9-خدا بهترین آفریدگاران است: جمله "خدا بهترین آفـریـدگاران است" به این معنی است که انسان نیز چیزهائی را خواهد ساخت ولی بپای آفریده های خدائی نخواهد رسید. با بکار بردن واژه خالق و جمع بستن آن، ساخت و تولـیدات انـسان را تقدیر می کند ولی با ساختهای خود خیلی فاصله می دهد.در عـصر ما فعلاً انسان خـیـلی از چیزهـا را ساخته و می سازد ولی از آنجا که آنها خودآگاه نیستند و به این خاطر فکر نیز نمی توانند بکنند، بلکه همانگونه که سـاخته و برنامه ریـزی می شوند کار می کنند، خیلی با آفریده های خدائی تفاوت دارند.

ســــمانه حســــن